کتیبه

من و نوستالژی نوشتن

کتیبه

من و نوستالژی نوشتن

۱ مطلب در ارديبهشت ۱۳۹۱ ثبت شده است

 پایگی ترانه " گریه کنم یا نکنم" از لحاظ "سبک"، همانی است که اصولا تکنیک گیتارنوازی بابک امینی را تشکیل می دهد؛ یعنی: "فلامنکو".

فلامنکو مهم ترین شاخه موسیقی سنتی اسپانیا و یکی از سبک های مشهور موسیقی است. این نوع موسیقی در بخش های اصلی خود، ریشه های "ایرانی" را در بطن خود از دیر باز به همراه داشته است: ایرانی،عِبری،عربی و مهاجری(جیپسی). خلق در لحظه و بداهه در اجرای موسیقی و نوع بیان "حس" ِ آن لحظه ایِ اجرای اثر- که در فلامنکو" اَیره" نام دارد- از سوی نوازنده و همچنین خواننده در آثار باکلام جایگاه خاصی دارد.

 

 

فلامنکو:خیلی دور، خیلی نزدیک!

هنر فلامنکو در سه فرم مشخص وجود دارد:کانته(آواز)، گیتارا(گیتار نوازی) و بایله(رقص).

این موسیقی در چندین نوع اجرا می شود. نوعی از آن" فلامنکوی سبک" نام دارد که آثار گروه "جیپسی کینگز" در این رده قرار می گیرد ؛ هر چند که برخی سبک آنان را" شبه فلامنکو" می نامند. در این شیوه یک نفر با گیتار، ملودی( خط اصلی آهنگ) می نوازد و چندین نفر آکوردها (چندین صدای نت که در یک زمان با هم شنیده می شوند) را می نوازند.

در نوعی دیگر، ملودی و آکورد را یک نوازنده اجرا می کند - مشابه گیتار کلاسیک- و با ملودی های هارمونیزه شده و چند صدایی ها رو به رو هستیم . ترانه " گریه کنم یا نکنم؟!" چنین است و طبعا بی " بایله"!

 

فلامنکو+جَز= گریه کنم یا نکنم؟!

تا این جا خیلی مختصر و ساده بنا به همان علت " پایگی" ترانه به سبک فلامنکو اشاره شد و برای آن عنوان پایگی نیز قصدی داشتم. "گریه کنم یا نکنم؟!"در یکی از دستگاه های موسیقی فلامنکو شکل گرفته است اما صرفا فلامنکو نیست و در جاهایی با سبک "جَز" (جاز) و هارمونی های مدرن آن یکپارچه و تلفیق شده و در نتیجه فرم " فلامنکو – جَز " از کار در آمده است که بایک امینی این ترکیب ها را خوب می شناسد.

موسیقی جَز، در سبک های مختلفی همچون کلاسیک، بلوز و تلفیقی هایی نظیر سویینگ،کول و ...اجرا می شود.بنابر این از ظرفیت تلفیقی بالایی برخوردار است و ویژگی بداهه در آن- مانند موسیقی سنتی ایران و فلامنکو- باعث ایجاد خلاقیت های زیادی در ریتم ها و هارمونی هایش شده است و مهم تر از همه در این سبک و در بخش آواز، حس و لحن رهایی خواهانه و محزون و خاصه "زخمی" ِآن است که صرفا در خوانندگان زنِ جَز خوان، حیات آن را شنیده ام:از کتی ملوئا و نورا جونز-که سنتی تر می خوانند- تا عزیزا مصطفی زاده و سارا نائینی(نایبی) از ایران- که مدرن تر می خوانند-.

 

احوالات کروماتیک های آوازی  

شنیدن آواز و تصویر خیلی کلی خطِ " گام" این ترانه در ذهن و یا روی کاغذ از لحاظ شکل نت های پی در پی و "فاصله" های فرموله شده آن از لحاظ " زیر و بمیِ نت ها " و نوع چیدمانِ نت های پیوسته ای که گوگوش برروی گام  اصلی و مختصات موسیقایی آهنگ می خواند نشان می دهد به نوعی فاصله درجات نت ها در جاهای زیادی صاحب دوازده تا ضربِ سیاه  شده است.

نت ها تقریبا همه" نیم پرده، نیم پرده " درجه ها را طی می کند تا در صوتِ سیزدهم به اُکتاوِ صوت برسد. میان نت های آغاز و پایان گام - که به فاصله یک اُکتاوی قرار دارند- یازده نت و دوازده نیم پرده وجود دارد. پنج تای آن از نت های همنام و هفت تای نیم پرده های آن از نت های ناهمنام تشکیل شده است.در نتیجه گام اصلی از نوع "کروماتیک " است.

• توضیح:(گام ها از هر نت که آغاز شوند به دو گروه تقسیم می شوند: گام های کروماتیک و گام های دیاتونیک.به کروماتیک که خیلی مختصر اشاره شد. یک اشاره نیم خطی در باره گام دیاتونیک هم این که فاصله درجه های نت ها در  آن، یکدست و برابر نیست.در کروماتیک فاصله میان درجه ها همه برابر نیم پرده بود.هر کدام از اینها زیر بخشی هایی با فرمول هایی خاص دارد که همین مختصر برایمان کفایت می کند.)

آکوردها و هارمونی های مدرن"جَز" نیز سهم قابل توجهی در ساختار این اثر دارد. هارمونی یا هماهنگی، شنیدن چند صدای"مختلف" یا چند نت مختلف  و معمولا با چند ساز است که در یک آن با هم شنیده شوند و این جمله فقط یک تعریف بسیار ساده از هارمونی است.

 

از صامت خوانی ها  تا مهندسی بیت ها

در این ترانه با احتساب همه خوانشِ ترجیع بندها  ۳۲۷ صامت انقباضی، ۱۳۴ صامت انسدادی و ۹۳ مصوت برای خواننده وجود دارد.

• توضیح: صامت هایی که در هنگام خواندن یا تلفظ آنها گذرگاه هوا یا صوت کوچک می شود و هوا با فشار گذر دارد (و، ف ،ش و ...) را صامت های انقباضی می گویند.صامت هایی که در هنگام ادای آنها گذرگاه صوت کاملا بسته می شود و هنگام باز شدن آن، صامت شنیده می شود (پ،ب،ک و...) را صامت های انسدادی می نامند.

ضمن این که از ترجیع بندِ " گریه کنم یا نکنم..." قبل از " نه از تو می شه دل برید..." تا آخر ترانه به نوعی با یک مهندسی  در بیت ها رو به رو هستیم و با شمارش صامت های انقباضی همه هر چهار مصراع ترانه ( هشت تا چهار مصراع - چهار مصراع) دیده می شود که هر چهار مصراع به طور مساوی ۲۵صامت انقباضی دارد.

 

با این که اصلا نمی دانم آیا تعداد صامت ها به این تساوی رسیدن هایش، به عمد بوده یا ازناخود آگاه ِذهن یک ترانه سرای حرفه ای برخاسته یا هر احتمال دیگر اما این تساوی های دقیق واک ها(جزء جزء کلمه) در شانزده بیت از ترانه و پشت سر هم - با احتساب خواندن همه ترجیع بندها- جالب است! البته شمارش بیت ترانه منظور است و نه شمارش بر مبنای شعری و غزلی و غیره که با آن فرمول شامل هشت بیت می شود.

 

ترجیع بند خوانی 

یکی از زیبایی های اجرا در این ترانه که گاه کمتر نزد خوانندگان حتی خیلی خوب مان دیده می شود، دقتی است که در بیان و لحن و حس " ترجیع بند" های  "متعدد"  یعنی: " گریه کنم یا نکنم؟! حرف بزنم یا نزنم؟! من از هوای عشق تو، دل بکنم یا نکنم؟!" به خرج می دهد.به این معنا که هیچ یک شبیه همدیگر نیست!

البته در دو ترجیع بند به نوع نت نویسی آهنگساز مربوط می شود که " ... حرف بزنم " در " حرف بزنم یا نزنم" را یک بار پیوسته و یک بار با نت سکوت برای خواندن نوشته است اما در بقیه موارد گوگوش با خلاقیت خود به وسیله تغییرات و جا به جایی های ظریف و حسی و زیبا در "خط  اتحاد" و "خط اتصال" ِ نت هایی که می خواند، باعث شده است تا ترجیع بندهای ترانه یک جور خوانده نشود.

اما زیباترین نوع خواندن یکی از ترجیع بندها به نظرم، ترجیع بند ِ پیش از" تو بال بسته منی، من ترس پرواز توام..." است.

جایی که ما بین " گریه کنم یا نکنم؟! " ......" حرف بزنم یا نزنم؟!" با نفسگیری هم بجا هم زیبا، صدای "های" نفس ِ گوگوش، نزدیک و قلب "ح" در " حرف " می شود و اصلا همین اشاره شالوده معنی این جمله را در این جای ترانه بر هم می زند!

 

 خواندن بر مبنای مفهوم نگارشی کلمات

 نوع خواندن " تو " در " من از هوای عشق تو" که لحن" جَز" دارد، تلخی لحن جز و همچنین دقیقا بیان آوازین و لحنی "گسستگی" در "دل برید" با همین نوشتار جدا نویسی و " دلسپرد" به همین قامت پیوسته نویسی در" نه از تو می شه دل برید/ نه با تو می شه دلسپرد..."، برخی دیگر از نکته های خواندن گوگوش است.

 

 سازهایی برای شنیدن و دیدن!

آکوستیک بودن محض سازهای این ترانه یک مزیت است.در باره سازبندی و ارکستر این اثر، دقیقا منطبق با شیوه و سبک پایه ای " فلامنکو" صدای سازهایی را می شنویم که حتی با دیدن آنها در کلیپ این ترانه نیز ممکن است آنها را درست تشخیص ندهیم!

یکی ساز ضربه ای " کاخون Cajon " است که صدایش شبیه پرکاشن و تومبا است اما صدادهی متفاوتی دارد. دیگری ساز کششی " چلو cello" است و از خانواده ویلن هاست.

گیتار هم از این جهت نکته ای گفتنی در بخش کلیپ ( نماهنگ) دارد که اگر به نوع در دست گرفتن آن توسط نوازنده دقت کنیم به طور دقیق شکل نواختن سبک فلامنکو را خواهیم دید.

 

 عروض ترانه

این ترانه از زویا زاکاریان(ترانه سرای شب زده با صدای ابی و آثار خوب دیگر)از آن نوع ترانه هاست که به طور کامل صاحب "عروض" است:

گریه کنم یا نکنم /  حرف بزنم یا نزنم

مُفتَعِلُن مَفاعِلُن ، مُفتَعِلُن مَفاعِلُن   : وزن عروضی

 _   U  _  U _ U  U  _  _ U  _  U  _  U   U   _: تقطیع ادبی

نت سیاه، نت چنگ/ سیاه،چنگ/ سیاه،چنگ،چنگ/ سیاه/ سیاه،چنگ/ سیاه،چنگ/ سیاه،چنگ،چنگ/ سیاه  : تبدیل موسیقایی

خیره به تصویر خودم / می پرسم از کی بگذرم: مفتعلن مفاعلن،مفتعلن مفاعلن

...

تو بال بسته منی/ من ترس پرواز توام : مفتعلن مفاعلن، مفتعلن مفاعلن

...

این وزن عروضی در تمامی ترانه به طور یکسان وجود دارد که بر اساس پایه ها و هجاهای چهار تایی است:

هُ . جو . مِ . بُن / بَس. تُ. ب . بین / هم . پُش . ت . سر / هم . رو. به .رو ...

 

وزن این ترانه از "اوزان خیزابی"است و معمولا آثاری که قابلیت موسیقی شدن دارند این گونه هستند. وزن های اصطلاحا متحرکی که فرم های " ترجیع" و " دور" در آنها وجود دارد و " متناوب الارکان " هستند. همین گونه مثلا: مفتعلن مفاعلن .... و باز در ادامه : مفتعلن مفاعلن، که " ارکان" یا مجموعه هجاهای کوتاه و بلند که وزن را ایجاد می کنند به شکل متناوب تکرار می شود.

                          

 پرسش و  کلافگی !

" پرسش" سوژه اصلی ترانه است.پرسش ازخویش و روبروی نهانی .هم او که برای گره گشایی پرسش وقتی به آینه پناه می برد به  نگاه خویش خیره می شود و " او" ی  با خودش یکی شده را می بیند که : " تو بشکنی، من می شکنم".

نقطه عطف این روایتِ به نوعی داستانی در جایی است که " کلافگی" نا رایجِ راوی اول شخص ما صدا می شود: نه از تو می شه دل برید؟ / نه با تو می شه دلسپرد / نه عاشق تو می شه موند / نه فارغ از تو می شه مُرد!

کلافگیِ "رها " یی که جای تب و تاب های  متداول عاشقانه ها را گرفته است و بلافاصله به " ببین " ِ  اشاره ای و "راه سفر با تو ( منِ من!) کجاست " ِ پرسشی می رسد و  نقطه مشترک  اینها " سفر" - بن بست زمینی- و "رهایی" - آزادی عشق برای پرواز - است .

اما نکته مثبت داستان این ترانه آن است که برای مخاطب خود اصلا نمی خواهد در پی نتیجه گیری هایی بر آید  و "پیامی" در انتها ارائه کند و چه خوب در انتها هم باز " پرسشی " از راوی گفته می شود: " برای آزادی عشق/ از این قفس من چه کنم؟"...

 که پرسشی گنگ و کور نیست و پاسخ مستتر و پنهانی  آن شاید همان رسیدن به " آزادی عشق" است که پس از گُذار از "وحدت عشق" و دو تا یکی شدن - در ابتدای قصه ترانه - آمده است.

 

 

کی بود کی بود،" زن" نبودم؟!

در این ترانه، سعی یا تعمد یا هر چیز دیگر از طرف گوگوش در مسیری که با خودش در صداهای زنانه در شکل "پاپ" آغاز شد و یک دگردیسی در خواندنِ مضامین زنانه نگر در اواخر دهه چهل شمسی بود، قابل اشاره است،باز؛ یعنی: عاشقانه هایی که رجعت به حقیقتِ هنوز کتمان شده ی زن و زنیّت او دارد: اصلا ذلیل نبودن - هیچ یک ذلیل نبودن، نه زن نه مرد - ، غرورِ درست و بجا داشتن... و رعایت قانون ازلی ابدی" ناز" و نیاز" - به قول حافظ- در ترانه های خوانده شده این خواننده.

و البته گفتنی است آثاری با صدای زنان خواننده ایرانی وجود دارد که ذلیل و خوار برای مرد ترانه شان کم و بیش در حال فدا شدن و جانسپاری اند و یا از آن بدتر گاهی اسیر زلف و زیبایی یار خود هم هستند!

 

زبان فراجغرافی

 منظور یا تحسینم به آن چیزی باز می گردد که شاید بتوان، خارج شدن از دایره های محدود و بی حاصل تعداد قابل توجهی از کلیپ ها(نماهنگ) های ایرانی نامید. زبان فراجغرافیا از این گونه که به عنوان مثال هر علاقه مند جدی به سبک های موسیقی در هر جای دنیا از همان فضای سیاه و سفید تعمدی کل ِکلیپ، نوع سازها،شکل نواختن گیتار، طراحی لباس و حتماً نوع آرایش صورت خواننده و لحن آواز او، به ما خواهد گفت که این موسیقی "فلامنکو" است و لحن صدای خواننده " کانته خوندو" یا "آواز محزون فلامنکویی"  است  و این خواننده "Cantaor" است و این نوازنده گیتار: Tocao

 جبر نمآهنگی

 نماهنگ این ترانه یکی از کارهای ایرانی صاحب دکوپاژ ِدرست است؛ یعنی دستورالعمل های فنی از قبل تعیین شده و نوشته شده ای برای موقعیت های اجزای صحنه درهر نما و پلان ازخواننده، نوازنده ها، وضعیت نور، موقعیت دوربین،داستان فرعی کلیپ و ... وجود دارد.

یکی از دقت های خوب  این کلیپ در تلفیق قوانین فیلمنامه ای و ترانه ای در ابتدا و انتها است- زیبایی کوک کردن و صداگیری سازها در آغاز به کناری بماند - چند ثانیه پیش از آغاز موسیقی صدای تک تک ساعت می آید - که گویی حکم صدا و نواخت های منظم دستگاه " مترونوم" (وسیله ای برای کنترل سرعت و ریتم قطعات موسیقی) را دارد - و کم کم به نواخت های ابتدای گیتار " فِید این" و نزدیک شده  و انتهای قطعه نیز به همان ضرباهنگ تک تک " فید اوت" می شود.

موسیقی ترانه ای ما در این شلوغا، برای پویایی اش نیازمند تجربه های نو درارائه قالب ها، فرم ها و تکنیک ها در سه رکن ترانه ای خود است و گریه کنم یا نکنم، شاید تجربه بی نقصی باشد.

 

* با سپاس از پدرام امینی ابیانه، گیتاریست سبک فلامنکو که در تماس تلفنی برخی سوال هایم در باره این ترانه و سبک فلامنکو را پاسخ گفت.

 

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۹ ارديبهشت ۹۱ ، ۱۴:۳۱
فرامرز نایبی