کتیبه

من و نوستالژی نوشتن

کتیبه

من و نوستالژی نوشتن

ادبیات فارسی به لحاظ ریختار عروضی ابیات و زبان ادبی، مفاهیم درونی و بیرونی اشعار و در پی آن سبک شاعر، به صورت های مختلفی با موسیقی ایرانی تعامل و یکپارچگی دارد.

گونه های مختلف ادبیات اعم از " ترانه ای" ، " تغزلی " و " روایی " در همبودی با موسیقی، هر یک به تنهایی و گاه ترکیبی دارای بایسته های بیانی طبعا ثابت است که با متر و میزان خلاقیت، احساس و اندیشه شخصی طبیعتا متغیر آهنگساز در هم تنیده می شود تا یک اثر مستقل موسیقایی شکل بگیرد.

رویکرد استفاده آهنگسازان و خوانندگان ایرانی از شعر شاهنامه فردوسی در سبک ها و قالب های "مختلف" اجرایی،آن اندازه انگشت شمار اما قابل اعتنا است که می توان این آثار را به ترتیب تاریخ " انتشار" برشمرد: ترانه "سوگ سهراب" قطعه کم شنیده شده از زنده یاد ناصرعبداللهی با ارکستر سازهای ایرانی و زهی کلاسیک به آهنگسازی فردین خلعتبری(۱۳۷۸)، آلبوم " از خشت و خاک" به خوانندگی علیرضا قربانی و آهنگسازی "صادق چراغی"(۱۳۸۲) و شاهنامه خوانی های شهرام ناظری (فعلا اجرای کنسرتی و هنوز منتشر نشده).

 

این نوشته در باره اجرای کنسرت سیمرغ در فضای باز استادیوم تنیس مجموعه انقلاب است.

                                                      ********************

 

 

بافت کنسرت اجرا شده با نام"سیمرغ" با حضور همایون شجریان، حمید متبسم و محمد رضا درویشی، مبتنی بر روایت داستان هایی از شاهنامه در شکل ارکسترال و آوازی ِ71 بیت منتخب از میان دقیقا 404 بیت متوالی از روایت "زال و سیمرغ" است.

انتخاب نزدیک به یک ششم از ابیات در محدودة روایت یک ماجرای مستقل از شاهنامه اسطوره ای، پهلوانی، تاریخیِ فردوسی و ایجاز و اختصار در پی آن، طبیعی است که منجر به ناگفتن بخش هایی از روایت داستان شود که در اجرای این کنسرت نیز چنین است و ضرورت های محدوده زمانی اجرای کنسرتی، جبر این محذوفات را همراه آورده است. این ناآمده ها منجر به لطمه خاصی در روایت محدوده داستانی کنسرت نشده است، جز آن که بیت انتهایی پرده ششم از حکایت زال و رودابه و در واقع آخرین بیت آوازی کنسرت، جنس و توصیفی برشانتها، برای پایان یک روایت ندارد:

 

چنین تا سپیده برآمد ز جای/ تبیره برآمد ز پرده سرای...(تبیره: ساز و دهل)

 

 

در این اجرا برش داستانی یی از شاهنامه برای روایت موسیقایی برگزیده شده است که در مرکز ثقل حکایت شاهنامه یعنی داستان رستم و سهراب جای ندارد و بیشتر بر مدار"دلی"های البته از نوع" شاهنامه ای" استوار است. امتدادی که در آن سرشت، سرنوشت و عشق در این ساحَت رقم می خورد. داستان زال و رودابه از معدود روایت عاشق و معشوق های مشهور در ادبیات ما است که در پایان منتهی به وصل و پیوند می شود و ماحصل این پیوند هم رستم دستان- فرزند زال و رودابه- است.

 

در اجرای آوازی ارکستر، از دیالوگ های مستقیم هر یک ازشخصیت ها کاسته شده است و در اجرای شش پرده ای ارکستر، تنها در سه مورد با "دیالوگ" های چهار بیتی از زبان شخصیت های داستان به نام های "سام " ،"مهراب" و "رودابه" دختر مهراب- روبه روییم که در پرده آخر، ابیات مربوط به رودابه فقط در نخستین شب اجرا از سوی تکخوان زن - صدا سوپرانو - به همراهی با گروه کُر اجرا شد و در اجرای شب های بعدی، طبعا ملاحظات صدای تکخوان زن -!- باعث شد تا این بار" گروه کر زنان" به جمع خوانی، این آوایی را بر عهده داشته باشند. در بقیه موارد داستان، این" توصیف" شخصیت ها و نقاط عطف داستانی است که روایت را به  پیش می برد.

 

 

 

شعر فردوسی در کنار شاعران گرانسنگ دیگر که مفاهیم درونی و انتزاعی را توصیف می کنند، مفاهیم بیرونیِ پررنگی دارد. با آن که درنظام موسیقایی شاهنامه از یک وزن و فرم ریتمیک ثابت عروضی" فعولن فعولن فعولن فعل" در روایت کل اثر با آن همه تعدد روایی و پهنة مفهومی ِ بیرونی استفاده شده است، اما نظام هجاهای کوتاه و بلند، بخصوص موسیقی قافیه ها و وجود سجع (آسونانس) در تکرارهای ظریف آخرین سیلاب یا حرف صدادار که در گوش شنونده ضرباهنگ شیرین و دلنوازی را ایجاد می سازد و در نتیجه الگوی ریتمیکی خاصی را پدید می آورد.

 

روایت داستان سیمرغ و زال در شش پرده برای ارکستر تنظیم شده است که از پرده دوم درجایی که آواز همایون شجریان آغاز می شود تا پرده پنجم به طور میانگین در هر یک از آنها 10 بیت خوانده می شود.بیشترین ابیات ( 31 بیت) در عاشقانه های داستان و در پرده ششم یعنی حکایت زال و رودابه آمده است.

 

دیباچه اثر و پرده اول آن به آهنگسازی حمید متبسم  " ونوشه " نام دارد که در دستگاه چهارگاه و برای سه تار و ارکستر نوشته شده است و به لحاظ "حسی" به خاطر تکنوازی و نیز نوع تنظیم و صدادهی "خلوت" ارکستر40 نفره، فضای آغازین  ِ خوبی برای شنونده و برای روایت های در پی اش می سازد.

 

پرده دوم) زادن زال:

سام نریمان، از پهلوانان سر آمد بود که فرزندی نداشت و از همسرش صاحب فرزندی می شود به نام زال: " به چهره چنان بود بر سان شید/ ولیکن همه موی بودش سپید"./ (دستگاه: همایون)

 

پرده سوم) سام و زال :

پدر به سوی فرزند رفت. وقتی موهای کودک را همانند پیران سفید دید روی به آسمان کرد و به" دادآور " فغان و شکایت. دستور داد که کودک را  در یک کوه "به جایی که سیمرغ را خانه بود" نهادند.../ (چهارگاه)

 

پرده چهارم) سیمرغ و زال :

سیمرغ، کودکی شیرخوار بر زمین دید.او را به دهانش برگرفت و به لانه اش در البرز کوه و نزد بچه هایش برد."خداوند مهری به سیمرغ داد/ نکرد او به خوردن از آن بچه یاد"... زمان زیادی طی شد و آن کودک، جوانی برومند شد. خبر وآوازه جوان به گوش سام نریمان هم رسید.../ (همایون، اصفهان)

 

پرده پنجم) بازگشت زال:

پدر فرزند برومندش را دید و"دل سام شد چون بهشت برین/ بر آن پاک فرزند کرد آفرین".فرزند، گناه پدر را به جوانمردی بخشید.یکی از پهلوانان قبایی زیبا بر تن زال پوشاند و از کوه پایین آورد.همهمه در میان همراهان سام برخاست وشادان سوی دیار رهسپارشدند./(ماهور)

 

پرده ششم)رودابه و زال :

مهراب ، فرمانروای سرزمین کابلستان"چو آگه شد از کار دستان سام/ ز کابل بیامد به هنگام بام". زال او را به گرمی پذیرفت و ضیافتی برپا ساخت. یکی از نامداران به "پهلوان جهان" در باره زیبایی و نکویی دختر مهراب سخن گفت و بارقه های علاقه در زال پدید آمد. مهراب از خیمه گاه زال بازگشت و نزد همسرش سیندخت و دخترش رودابه رفت و زبان به ستایش بزرگی و زیبایی زال گشود و این که فقط موی سرش سپید است و اما این سپیدی چهره ای مهرانگیز به او می بخشد. رودابه "دلش گشت پر آتش از مهر زال..." ... هنگامی که شب رسید رودابه نهانی به کاخی آراسته درآمد و و خود به بام خانه رفت و چشم به راه پهلوان دوخت و ..." ز دیدنش رودابه می نارمید/ به دو دیده در وی همی بنگرید"... / (شور ، نوا)

 

با لحاظ مضامین روایی این بخش های داستانی و دستگاه های موسیقایی روایت کننده اش طبق تعاریف توصیفی" منظرهای دستگاه های موسیقی" شامل "رنگ"،"حالت"و"عنصر" این ترتیب و توالی در 6 پرده  به دست می آید:

 

گسترة رنگ :1- زرد و سپید 2- سبز تیره 3-زرد روشن 4 سبز تیره، سبز روشن 5- آبی آسمانی 6- سرخ، شفاف.

 

گسترة حالت(مُد): 1- قدرت و حماسه 2- جذاب 3- هیجان و قدرت 4- جذاب و شادان، رمز و حزین 5- شادی و امید 6-عشق، پند.

 

گسترة عنصر:1- آب (بخار) 2- شعله 3-آب 4- شعله آتش 5-باد 6-آتش،باد و آتش

 

این نظام معنایی دستگاهی همچنین اشاراتی در باره تعابیر عرفانی دارد که تلویحا روایت سیمرغ در اجرای کنسرت از "طریقت "و "حقیقت" آغاز شده و به "معرفت" ( معرفت عشق) در روایت زال و رودابه می انجامد.

 

پرده گردانی ها و گردش ملودی های لایه لایه  در پرده های مختلفِ داستان با محوریت چهارگاه و رفت و آمدهای  گام های دیگر به آن توانسته است فضای غالب حماسی را تا پایان پرده پنجم - بازگشت زال- بیافریند. سازهای ارکستر از آغاز تا این جا به رغم تغییر دستگاه ها، با یک کوک می نوازند. اما ارکستر پیش از آغاز پرده ششم  و عاشقانه داستان که به تنهایی تقریبا سه برابر سایر پرده های آوازی بیت دارد و در شور و نوا است کوک زهی ها و مضرابی های خود را عوض می کند. معمولا تغییر کوک با تغییر دستگاه همگن است اما حمید متبسم آهنگساز اثر در همین مورد گفته بود که با تکنیک بالای نوازنده می توان در یک کوک، دستگاه های متعددی را اجرا کرد.

 

خصائل احساسی دستگاه های موسیقی استفاده شده در هر یک از شش پرده کنسرت  در تطابق با سیر ترتیبی ِ گسترة رنگ های متضاد و مکمل و نیز حالت و عنصر مورد اشاره در بخش های داستانی، تصویری شبیه به تابلوهای شاهنامه خلق می کند و در ذهن متصور می سازد. فرمی که گاه از دگر سو در روایت شاهنامه به زبان موسیقی شکل می گیرد و این خود تابلو و تابلوهای شاهنامه است که منجر به خلق آهنگ و روایت آواز  می شود! ویژگی ای که در همکاری کیوان ساکت در مقام آهنگساز و شهرام ناظری به عنوان خواننده در مجموعه شاهنامه خوانی های ناظری چندی است شکل گرفته و اما هنوز منتشر نشده است.

 

در باره مفاهیم رنگ واره ای هر یک از دستگاه های مورد اشاره در این کنسرت و توالی آن، جالب است که در جمع چهارده نفره گروه نوازندگان زن، تعدادی هر کدام از یک رنگ شال (سبز، آبی ، قرمز) متمایز با پوشش طراحی شده دیگر اعضای ارکستر استفاده کرده اند که این رنگ ها در تناسب با همان تعبیر رنگ های دستگاه های موسیقی اجرا شده در کنسرت قرار دارد. استفاده از رنگ اُکر(yellow ochre) بر تمامی سطح دیواره سِن محل اجرا در پشت سر گروه ارکستر  و تلفیق با آن نشان های رنگی به نوعی دارای یک هماهنگی منطقی داستانی و دستگاهی با حس و درونمایه حماسی اثر شده است و چنین نکاتی نمی تواند به طور اتفاقی حاصل شده باشد!

 

در ارکستر سیمرغ  با توجه به حضور محمد رضا درویشی به عنوان رهبر ارکستر در آن و سابقه تا پیش از اینِ ِ او که آثارش اصولا حاوی هارمونی های اروپایی و فواصل تیرِس (سوم) نیست، دیده شد که این بار نیز چنین بوده است. ترکیبات صوتی ارکستر سیمرغ با نظام گردش نغمگی و فونکسیون اصوات در مُدها و مقامات ایرانی سازگار شده و هارمونی ها وضعیت " تُنال" مبتنی بر مدهای ماژور و مینور نداشته و دارای خصلت " مُدال" یا مقامی است .

 

سازهای صرفا " ایرانی" شامل 6 کمانچه،3 قیچک آلتو،2 قیچک تنور،6تار،3 بم تار، 3عود ،1 سنتور،1 نی ،3 کوبه ای و البته یک ساز از خانواده ایدیوفون به نام " زنگ زورخانه" است که در ارکستراسیون، تعداد و حجم صوتی، تنوع رنگ و منطقه صوتی سازها،تداوم مناطق صوتی از سازی به سازی دیگر و از یک گروه سازی به  یک گروه سازی دیگر مورد تاکید قرار گرفته است و سازندگان این اثر به درستی می گویند که ارکسترهای ایرانی تاکنون از چنین حجم به لحاظ ترکیب انواع  سازهای کششی،مضرابی و کوبه ای برخوردار نبوده است.

 

در این همنوازی در تشابه با شیوه اجرایی ارکستر سمفونیک، برای هر گروه از سازهای کششی، زخمه ای و کوبه ای، خط ملودی جداگانه ای نوشته شده است؛ مثلا نت نگاری برای سازهای کششی ، کمانچه اول و کمانچه دوم در تشابه با ویلن اول و ویلن دوم و نیز استفاده از سازهای کششی هم خانواده با کمانچه مثل قیچک ها در تشابه با زهی های ارکستر سمفونیک مثل ویلنسل و غیره.

 

اما این بافت چند صدایی ساده و عمیق با توجه به ماهیت ملودی های ایرانی و احساس مند و منطبق با فرم داستان منطبق با نغمگی های ملودیک ایرانی و در همان خاصیت مقامی (مُدال) شکل گرفته که دارای لهجه و رنگ ملی و کاملا شرقی است. اتفاقا در جایی از روایت موسیقی ارکستر در پرده ششم که جغرافیای داستان به سمت کابلستان می رود از گام های پنج تایی (پنتاتونیک) استفاده شده است که عنصر پایه ای متداول درموسیقی شرقِ دور به شمار می آید و بر یک مجموعه پنج صوتی - و نه چهار صوتی- فاقد نیم پرده استوار است. البته این گام پنج صوتی در موسیقی های جَز (jazz) و بلوز(Blues) که عنصر بداهه نوازی و سوال و جوابی بودن ترانه و ساز از ارکان آن است نیز مورد استفاده قرار می گیرد.

 

 

 

 

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۱/۱۱/۰۳
فرامرز نایبی

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی